تبليغاتX
دختر دلباخته


دوری تعبیریست که فاصله ها از ما دارند

اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان



لحظه هایی هست که دلم برایت تنگ میشود

اسم ان لحظه ها را گذاشتم :"همیشه"



همیشه فکر میکردم غم انگیزترین غروب غروب زندگیست

ولی تازه فهمیدم هیچ غروبی

غم انگیزتر از دوری کسی که دوستش داری نیست



+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 14:35 توسط پارمیدا |



امشب که بلرزید دل و بغض و صدایت


ارام روان گشت دلت سوی خدایت


رفتی به در خانه ان قاضی حاجات


یاد ار مرا ملتمس لطف و دعایت


التماس دعا



شب قدر است و من قدری ندارم


چه سازم توشه قبری ندارم


مبادا لیله القدرت سر اید


گنه بر ناله ام افزونتر اید


مبادا ماه تو پایان پذیرد


ولی این بنده ات سامان نگیرد


در این شبهای پر فیض التماس دعا


+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 11:45 توسط پارمیدا |

 

عشق را با تو تجربه کردم و محبت را در قلب تو یافتم

و امید زندگی را از تو اموختم


برای من هیچ چیز ارامبخش تر از با تو بودن نیست


پس برایم بمان و بدان که بی نهایت عاشقانه


دوستت دارم

 

همنفس لحظه های زندگیم


تو را از خدایی خواستم که به رحمت بیکرانش ایمان دارم


پس همیشه برایم بمان


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 19:42 توسط پارمیدا |

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است

پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون


با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون


هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها


هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 11:0 توسط پارمیدا |

 


بی عشق پرنده پر پرواز ندارد

بی عشق چشمه سرابی بیش نیست

و کویر همیشه زرد است

بی عشق تمام رویاها حباب روی اب هستند

و بدون حضور تو عشق هم معنا ندارد


 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 10:2 توسط پارمیدا |

هميشه هر وقت دلم مي گرفت
باهات حرف ميزدم
اخه حرفات...
صدات...
منو اروم ميکرد
ولي حالا...
من هستم و سکوت غم انگيزي
که به ان عشق مي گويند

 

کنار برکه ي دلم نشستم و نيامدي
دوباره در سکوت خود شکستم و نيامدي
سوال کردم از خدا نشانه ي خانه ي تو را
سکوت کرد و در سکوت شکستم و نيامدي

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 20:30 توسط پارمیدا |

سلام

این اپم ساده است و فقط عکس گذاشتم البته خود عکس ها شعرهایی داره که بخونید خوشتون میاد

ممکنه همه خوشتون نیاد ولی معنیشون با حال من یکی بود و من دوست داشتم





+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 17:39 توسط پارمیدا

سلام بچه ها خوبید؟

از خدا می خوام که امسال بهترین سال واسه ی همتون باشه و کوچکترین غمی توی دلتون نشینه

بچه ها فرا رسیدن سال جدید رو به همه تبریک میگم

بهار با تمام رنگارنگي يک پيام دارد

" يکرنگي "

سال نو مبارک

میدونید من الان خیلی دلم گرفته خیلی زیاد بد دلم شکسته

ببخشید بچه ها من به احتمال خیلی زیاد تا بعد تعطیلات نمیام نت تا اون موقع خداحافظ دوستای گلم

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 19:7 توسط پارمیدا |

                                            

                    با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
                   

                    هیچ کس هیچ کس این جا به تو مانند نشد
                    

                       هر کسی در دل من جای خودش را دارد
                      

                         جانشین تو در این سینه خداوند نشد
                       

                         خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
                          

                            عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد             

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 12:13 توسط پارمیدا |


  

مرا 100 بار از خود برانی دوستت دارم


به زندان جنایت هم کشانی دوستت دارم


به پیش خلق اگر نتوانی حدیث عشق را گفتن درون سینه ی تنگم نهانی دوستت دارم


به چشمان تو سوگند ای گل زیبا مرا هرچند سزاوار حریمه خود ندانی دوستت دارم


به جرم عشق تو 100 زخم کاری بر جگر دارم


جگر سهل است اگر خونم فشانی دوستت دارم


چه حاصل از جفا کردن چه شد از قهر کردن


مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 15:21 توسط پارمیدا |


باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 18:5 توسط پارمیدا

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست
    بی وضو در کوچه لیلا نشست
    عشق ان شب مست مستش کرده بود
    فارغ از جام الستش کرده بود
    گفت یارب از چه خوارم کرده ای؟
    بر صلیب عشق دارم کرده ای
    خسته ام زین عشق دلخونم نکن
    من که مجنونم تو مجنونم نکن
    مرد این بازیچه دیگر نیستم
    این تو و لیلای تو من نیستم!
    گفت ای دیوانه لیلایت منم
    در رگت پنهان و پیدایت منم
    سالها با جور لیلا ساختی
    من کنارت بودم و نشناختی!!

سلام بچه ها خوبید؟
امروز تولد منه خیلی خوشحالم چون تولدمه دیگه و یه کوچولو ناراحتم چون یه سال سنم بالا رفت
من اومدم که همه ی شما رو توی خوشحالی خودم شریک کنم تا با هم این خوشحالی رو جشن بگیریم
از همه ی دوستای گلمم به خاطر مهربونیاشون ممنونم
دوستون دارم

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 15:22 توسط پارمیدا |

با انکس که تورا گرم گرفت سرد مباش
با انکس که تو را دوا دهد درد مباش
در جهان هيچ چيز بهتر از جوان مردي نيست
رسواي زمانه باش نامرد نباش

---------------------------------

سلام بچه ها
من پارمیدا هستم دختری ساکن یکی از شهرهای خدا
ممنون که وقت با ارزشتون رو صرف خوندن مطالب من می کنید
امیدوارم همیشه شاد باشید

Home
Email
Night Skin